بگذار بازی کنم!

همه ی ما می دانیم که کودکان به بازی علاقه ی فراوانی دارند. این علاقه تا به حدی است که گاهی بین کودک و والدین در رابطه با میزان بازی و کیفیت آن درگیری و مشاجراتی رخ می دهد. والدین غالبا در نظر دارند کودک زمان خاصی را صرف بازی کردن نماید و زمانی را نیز صرف انجام دیگر امور خود از جمله رسیدگی به تکالیف مدرسه، حمام کردن، نظافت اتاق و ... اختصاص دهد تا بدین طریق بین زمان بازی کردن او و زمان پرداختن به دیگر مسائلش هماهنگی و تناسب ایجاد شود و به گفته ی بعضی از والدین تمام وقت کودک، در پی پرداختن به بازی تلف نشود و بیهوده نگردد. اینک سوال اساسی اینجاست که واقعا بازی در زندگی کودک چه جایگاهی دارد؟ نظر دین مبین اسلام و روانشناسان راجع به بازی کودکان چیست و در نهایت اینکه کدام رفتار صحیح است؛ رفتار والدین یا کودکان؟

اهمیت بازی در زندگی کودکان
بازی یکی از عوامل مهم و موثر بر رشد جسمی، شخصیتی، اجتماعی و عاطفی کودک است و زیربنای شادابی روحی و تقویت قوای جسمانی او محسوب می گردد. امروزه اهمیت بازی در دوران کودکی با پژوهش های گسترده ای به طور کامل تایید شده است؛ به طوری که عنوان می گردد اگر کودک را به ماهی تشبیه کنید، بازی همانند آب زلالی است که کودک در آن شناور می باشد.
به وسیله ی بازی، کودک راه های تعامل با محیط پیرامون خود را فرا می گیرد، مهارت های اجتماعی و زبانی را کسب می کند، با فرهنگ جامعه ی خویش آشنا می شود و پس از درونی کردن ارزش های فرهنگی و اجتماعی جامعه، ؟؟؟؟؟؟ اجتماعی را می پذیرد. بازی فرصت هایی را برای «ابراز خود» و «خلاقیت» در کودک و راه هایی را برای تخلیه ی هیجان ها و انرژی اضافی او فراهم می آورد. کودک در حین بازی ناخودآگاه خود را بروز می دهد و از این طریق می توان روحیه و شخصیت او را شناخت و برای اصلاح و سازندگی نقاط ضعف او اقدام نمود.
با توجه به محبوبیت و ارزش بازی های گروهی در نزد کودکان، چنین بازی هایی موجب می گردد تا کودک بتواند با دسترسی به حقایق و وقایع پیرامونش، اجتماعی شدن، استقلال، سهولت در برقراری ارتباط با دیگران و احساس همنوع دوستی را تجربه نماید و علاوه بر آن، تنهایی خود را به صورت مطلوبی از بین ببرد. کاپلان درباره ی نقش بازی بر رشد اجتماعی کودک می نویسد: «بسیاری از تعاملات ماین فردی کودکان پیش دبستانی در چارچوب بازی روی می دهد و روابط کودکان با والدین، خواهر و برادرها و همسالانش در مقطع پیش دبستانی به شدت متحول می شود.»
بازی باعث افزایش اعتماد به نفس، دفع اضطراب و تقویت عزت نفس و رشد عناصر و مؤلفه های شخصیت می شود، به علاوه الگوهای رفتاری، در فرایند بازی و استفاده از اسباب بازی پایه ریزی می شود. پس می توان نتیجه گرفت نه تنها بازی کودک، اتلاف وقت محسوب نمی شود بلکه می توانیم این بازی را هدفمند کردن و آن را تبدیل به یک کارگاه آموزشی نماییم که کودک در حین بازی و از طریق تمرین و تجربه بسیاری از مفاهیم و مهارت ها را آموزش دیده و فرآیند اجتماعی شدن را سریع تر طی نماید.
احکام و معارف دینی را در قالب بازی به کودکان بیاموزید
یکی از مباحثی که والدین و مربیان باید به طور گسترده با آن آشنا شوند، رشد و تکامل تفکر دینی کودکان و چگونگی استنباط آنان از موضوعات دینی است. در واقع یکی دیگر از کاربردها و منافع مثبت بازی، آموزش احکام و معارف دینی از طریق بازی به کودکان می باشد. بر این اساس باید بدانیم که جهان کودک، جهان محسوسات و مشهودات است، حال اگر بخواهید مفاهیم انتزاعی همچون «خدا»، «مرگ»، «قیامت» و «کیفر و پاداش اعمال» را به کودکان آموزش دهیم، باید از ابزارهای محسوس همچون بازی و داستان های کودکانه استفاده کنیم. بدیهی است که بسیاری از کودکان در خانواده با حرکات ظاهری نماز و زمزمه کردن ذکرهای آن آشنا هستند، آنان با تقلید کردن از نماز خواندن والدین، به نوعی بازی می کنند و از این بازی لذت می برند، پس باید این گونه رفتارهای کودکان را تقویت و تشویق کرد و دیگر مفاهیم و موضوعات دینی را نیز از طریق بازی، نقاشی، سرود و به ویژه بازی های نمایشی به کودکان آموخت.
والدین! جایگاه شما در بازی کودکان کجاست؟
در ادامه ی این مبحث به جایگاه و وظایف والدین در مورد بازی کودک می رسیم. جایگاه و وظیفه ی والدین در فراهم کردن زمینه ی مناسب، کنترل بازی، ایجاد انگیزه در کودک برای خلق بازی های جدید و نیز تهیه ی اسباب بازی مفید و مورد علاقه ی کودک، بسیار مهم و اساسی است. ولی اکثر والدین بازی کودک را نوعی اتلاف وقت می دانند و انتظار دارند کودک هر چه سریعتر بازی را رها کرده و به کارهای مهم تر روی آورد. اینان کودک را بزرگسالی با جثه ی کوچک می پندارند.
معمولا والدین در این زمینه به چند دسته تقسیم می شوند: برخی به بازی فرزندشان علاقه نشان نمی دهند، برخی دیگر تنها به خرید اسباب بازی های زیاد اکتفا می کنند و اجازه نمی دهند که کودک، خود مسائل بازی را حل و فصل کند و او را ناگزیر به حرف شنوی و تقلید می کنند و اما حساسیت جایگاه والدین آنجا معلوم می گردد که بدانیم هدف و وظیفه ی اصلی پدر و مادر تربیت و شکوفاسازی استعدادهای کودکان است؛ پس طبق نظر دین اسلام و بسیاری از روانشناسان، هر آنچه که دستیابی صحیح به این هدف را آسان تر نماید، مقبول و مورد پسند است و از والدین انتظار می رود تا بستر لازم را در این جهت فراهم سازند. پس فراهم سازی بازی و اسباب بازی مفید نیز از این گونه است زیرا کودک بسیاری از اصول ارزشمند اخلاقی و اجتماعی را به هنگام بازی می آموزد.
پدرها! مادرها! به هوش باشید!
1- شغل کودک تا هفت سالگی بازی است؛ بنابراین والدین به هیچ وجه نباید کودکان را از آن منع کنند. رسول خدا (ص) می فرمایند: «هفت سال فرزندت را به بازی فرا خوان.» ایشان خود نیز در فرصت های مناسب با نوه های خود (امام حسن و امام حسین (ع)) بازی می کرد و آنان را نیز به بازی با همسالان خود تشویق می فرمود.
2- یکی دیگر از اصول مهمی که والدین باید در بازی کودکان به آن توجه کنند این است که خود را تا مرز کودکی پایین بیاورند و تا هنگامی که سرگرم بازی با کودک هستند کارها و رفتارهای کودکانه از خود نشان دهند و پرستیژ و وقار خود را در این مدت کوتاه کنار بگذارند. حضرت علی (ع) فرمود: «هر کس که کودکی دارد، باید خود را تا حد طفولیت تنزّل دهد.» جابر بن عبدا... انصاری می گوید: «رسول خدا (ص) چهار دست و پا راه می رفت و حسنین (ع) سوارش بودند و می فرمود: مرکب شما مرکب خوبی است و شما بر دوش این مرکب، راکب خوبی هستید.»
3- علاوه بر اینها باید توجه داشت که در طول بازی باید تمام وجود خود را در اختیار کودک قرار دهید. اگر کودک احساس کند که حواس ما حین بازی جای دیگری است از ما ناراحت شده این کار ما را به حساب بی احترامی و اهمیت ندادن به او و بازی اش می گذارد.
4- سعی نکنید طوری بازی کنید که کودک همیشه پیروز میدان باشد، این کار او را مغرور و خودخواه بار می آورد و در مقابل واقعیات زندگی حساس و شکننده.
5- سرانجام اینکه به هنگام بازی بهتر است نقش کودک عاقل تر را بازی کنیم و در قالب چنین نقشی با زیرکی و هوشمندی، بسیاری از مفاهیم دینی، اخلاقی، عاطفی، بهداشتی و اجتماعی را به کودک بیاموزیم.
مائده بُرنافر
منابع:
1- بازی کودک در اسلام از محمدصادق شجاعی
2- نقش مادر در تربیت از دکتر علی قائمی



+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1390ساعت 20:6  توسط م.برنافر  | 

 

مدینه بـود و غـوغا بود

اسیــر دیـو سـرما بـود

محمـد سـر زد از مکه

که او خورشید دلها بود 

لالا خـورشـیـد مــن لالا

گـــل امــیــد مـــن لالا 

خـدیجه همـسـر او بـود

زنی خندان وخوش خو بود 

مــیـان شــادی و غـمـها

خدیجـه یارخوش روبود

لالالا شـــادیــــم لالا 

غــمـم آبـــادیــم لالا

خـدا یـک دختــر زیبـا 

 بـــه آنــهـا داد لالالا

بــه اسـم فاطـمه زهـرا 

امــیـد مــادر و 

لالالا کـــودکـــم لالا

قشنگ و کـوچـکم لالا 

عـلـی دامــاد پیـغمبـر 

بــرای فاطمـه همــسر

بـرای دختـر خـورشید

علی از هر کسـی بهتـر 

چـــراغ خـانــه ام لالا 

گـــل دردانــه ام لالا 

عــلـی شیـــر خـدا لالا 

عـلـی مـشگل گشـا لالا 

شب تاریک نان می برد 

بـــرای بـچــه هــا لالا 

لالا مشگـل گشــای من 

گــل بــاغ خــدای مـن 

حسـن فـرزند آنـها بود

حسـن ماننــد بــابـا بود 

شهیــد زهـر دشمن شد 

حسن یک کـوه تنها بود 

لالا کــــوه بـلنــد مــن 

شراب و شعر و قند من 

علی فرزند دیگر داشت 

جوانی کوه پیکـر داشت 

 همیـشه حضـرت عباس 

به لب نام بـرادر داشـت 

لالا نـــازک بـــدن لالا 

عصای دســت مـن لالا 

گل پـرپر حسینــم کو

گل سرخ و گل شب بو 

کنـار رود و لـب تـشنه 

تـمــام غنچــه هـای او 

لالالا غــنــچــه ام لالا

لالالا گل فردا 

حسیــن و اکــبـرم لالا 

 علـــی اصـغــــرم لالا 

کجایی عمه جان زینب 

ســکیـنه دخـتــرم لالا

لالا لالا گـــــل لالــــه

نــکـن گـریـه نکن ناله

شبی سرد است و مهتابی

چــرا گریـان و بــی تابی 

برایـت قصـه هـم گفتـم

چـرا امشــب نمی خوابی 

لالا لا جــــان مــن لالا

گل باران من لالا

+ نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:27  توسط م.برنافر  | 
 چه خوش است حال مرغی

که

قفس ندیده باشد

چه خوشاترآنکه مرغی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما بریدند

 و

در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی پرش بریده باشند...

+ نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:21  توسط م.برنافر  | 
خدا  رو شکر که زینب رو بهمون داد.
+ نوشته شده در  دهم اسفند 1390ساعت 0:12  توسط م.برنافر  | 

سلام

یه کتاب خوب دیگه رو که می خوام به شما معرفی کنم کتاب همه ی کودکان تیزهوشند اگر کتاب خیلی خوب و ژر کاربردیه در عین حال ملموسه. نیازی به مطالعه ی کل کتاب از اول تا آخر نیست.شما فقط میتونید قسمتهایی رو که مرتبط با سن کودکتان است رو مطالعه کنید و مطلب مورد نظرتون رو بدست بیارید. قطعها مامانا به داشتن چنین کتابی توی خونه نیاز دارن. پیشنهاد میکنم کتاب رو تهیه کنید از مطالعه ی اون هرگز پشیمون نمی شید.

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1390ساعت 16:4  توسط م.برنافر  | 
sms

*************

 وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد

****************

+ نوشته شده در  بیست و هفتم آذر 1390ساعت 16:41  توسط م.برنافر  | 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

« بحث حجاب زن و ارزش وجودی زن در دین مبین اسلام »


بررسی چند شبهه دیگر از کج فهمان علوم قرآنی:

شبهه:
 

3 . حجاب‌، عادتی‌ غیر اسلامی‌ است‌؟ 

گاه‌ گفته‌ می‌شود، حجاب‌ و پوشش‌ از سایر امت‌ها به‌ مسلمانان‌ رخنه‌ کرده‌است‌.
 
 قاسم‌ امین‌ در کتابش‌ نوشته‌ است‌:

پوشش‌ عادتی‌ است‌ که‌ از اختلاط‌ و ارتباط‌ با سایر ملت‌ها درمیان‌ مسلمین‌رخنه‌ کرده‌ است‌. آنان‌ این‌ سنت‌ را نیکو شمرده‌ و بر آن‌ لباس‌ دین‌پوشانیده‌اند مانند سایر عادت‌های‌ ویرانگر که‌ به‌ نام‌ دین‌ درمیان‌ مسلمانان ‌رسوخ‌ کرده‌ و دین‌ از آن‌ بیزار است‌.

 
دکتر محمد سعید عشماوی‌ نیز می‌گوید:

نمونه‌ بارز اختلاط‌ اندیشه‌ دینی‌ با فرهنگ‌ عمومی‌ مسأله‌ حجاب‌ است‌.
 
دراین‌ مسأله‌ توصیه‌های‌ دینی‌ با واقعیت‌های‌ اجتماعی‌ گره‌خورده‌ است‌.
 
ازاین‌رو، در این‌ زمینه‌ آرایی‌ متناقض‌ عرضه‌ شده‌ است‌. برخی‌ آن‌ را واجب‌دینی‌ می‌انگارند و گروهی‌ دیگر آن‌ را شعار سیاسی‌ قلمداد می‌کنند.

ویل‌ دورانت‌ معتقد است‌ حجاب‌ از ایرانیان‌ به‌ مسلمانان‌ رسید

ارتباط‌ عرب‌ با ایران‌ از موجبات‌ رواج‌ حجاب‌ در قلمرو اسلام‌ بود....

نهرو نیز در نگاهی‌ به‌ تاریخ‌ جهان‌ همین‌ رأی‌ را تأیید کرده‌ و ابراز تأسف‌ می‌کند که‌ این‌ عادت‌ به‌ هند نیز سرایت‌ کرده‌ است‌.

متأسفانه‌ این‌ رسم‌ ناپسند کم‌ کم‌ یکی‌ از خصوصیات‌ جامعه‌ اسلامی‌ شد و هند نیز وقتی‌ مسلمانان‌ بدین‌جا آمدند، آن‌ را آموخت‌.
پاسخ به شبهه:
 
در پاسخ‌ این‌ پرسش‌ باید گفته‌ شود که‌ به‌ اتفاق‌ همه‌ مورخان‌ ارتباط ‌ایرانیان‌ با عرب‌ها در سال‌های‌ پس‌ از رحلت‌ پیامبر اتفاق‌ افتاد یعنی‌ پس‌ ازفتح‌ ایران‌ در زمان‌ خلیفه‌ دوم‌ به‌ سال‌ شانزدهم‌ هجری‌.
 
ولی‌ آیات‌ حجاب‌ که‌در قرآن‌ نازل‌ شده‌ و احادیثی‌ که‌ از رسول‌ خدا در این‌ زمینه‌ نقل‌ شده‌ همه‌مقدم‌ بر آن‌ است‌، زیرا آیات‌ حجاب‌ در سال‌ پنجم‌ هجری‌ نازل‌ شد.
 
به‌ این‌آیات‌ و احادیث‌ در صفحات‌ قبل‌ اشاره‌ شد رجوع شود.
جایگاه حجاب در قرآن (1)

همچنین‌ سختگیری‌های‌ خلیفه‌ دوم‌ در امر حجاب‌ زنان‌، نشان‌ از آن‌ داردکه‌ این‌ امر برگرفته‌ از دیگران‌ نبوده‌است‌.

به‌ نظر می‌رسد از وجود حجاب‌ در میان‌ دیگر امت‌ها و رعایت‌ آن‌به‌گونه‌ای‌ نزدیک‌ به‌ آنچه‌ اسلام‌ آورده‌، می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ این‌ سنّت‌دینی‌ ریشه‌ای‌ در فطرت‌ و ساختار وجودی‌ انسان‌ دارد.
 
چنان‌که‌ در بحث‌های‌آینده‌ بیش‌تر بدان‌ می‌پردازیم‌. بدین‌ معنا که‌ جوامع‌ انسانی‌ بیش‌ و کم‌ و با اختلاف‌ سلایقی‌، پوشش‌ را رعایت‌ می‌کردند.

 شبهه:


4 . حجاب‌، شعار سیاسی‌ است‌؟

تعبیر برخی‌ از نویسندگان‌ این‌ است‌ که‌ حجاب‌، نوعی‌ شعارسیاسی‌ است‌که‌ برخی‌ گروه‌های‌ مبارز آن‌را برای‌ خود برگزیده‌اند، این‌ شعار ربطی‌ به‌ دین‌و شریعت‌ ندارد.

به‌ طور خلاصه‌ می‌توان‌ گفت‌ تأکید وسواس‌گونه‌ حکومتگزاران‌ کنونی‌ برحجاب‌ زن‌، تنها ناشی‌ از یک‌ اعتقاد مذهبی‌ نیست‌، بلکه‌ در حال‌ حاضرنمادی‌ است‌ که‌ همچون‌ اهرمی‌ سیاسی‌ در خدمت‌ حفظ‌ مبانی‌ زیر قرار گرفته‌است‌ ...

محمد سعید عشماوی‌ نیز همین‌ نظر را دارد و میگوید:

این‌ عقیده‌ دو بعد دارد، یکی‌ آن‌که‌ حجاب‌ امر دینی‌ نیست‌  
 
و دیگر آن‌که‌شعار سیاسی‌ برخی‌ گروه‌ها قرار گرفته‌ است‌.
 
پاسخ به شبهه:

نسبت‌ به‌ قسمت‌ اول‌ در مباحث‌ قبل‌ به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفتیم‌ و بطلان‌ این‌عقیده‌ و نظر به‌ اثبات‌ رسید، بنابراین‌ اگر ریشه‌ دینی‌ دارد و مورد تأکید و توصیه‌ دین‌ قرار گرفته‌،
 
بخش‌ دوم‌ این‌ نظر هم‌ باطل‌ است‌.
 
از آن‌ گذشته‌ اگرحجاب‌ امر دینی‌ است‌ چه‌ مانعی‌ دارد که‌ شعائر دینی‌، شعار سیاسی‌ نیزقرارگیرد. این‌ امر در امور عبادی‌ خالص‌ دین‌ مانند: حج‌، نماز جماعت‌،

نماز جمعه‌ و بسیاری‌ از آداب‌ و رسوم‌ مانند: منع‌ از تشبه‌ به‌ کفار در لباس‌ و...نیز رعایت‌ شده‌ است‌.
 
در این‌ زمینه‌ علامه‌ سید محمدحسین‌ فضل‌الله سخنی‌ نغز دارد وی‌ درپاسخ‌ به‌ همین‌ سؤال‌ گفته‌ است‌:

به‌ طور طبیعی‌ هرگاه‌ جنگ‌ سیاسی‌ سختی‌ درگیرد، تمامی‌ عنوان‌ها و قالب‌هاکه‌ از مواضع‌ سخت‌ یک‌ جبهه‌ حکایت‌ می‌کند برای‌ جبهه‌ دیگر اعلام‌ خطرخواهد بود.
 
از این‌رو، دولت‌ بزرگی‌ چون‌ فرانسه‌ که‌ حامی‌ آزادی‌ انسان‌هااست‌، از حجاب‌ اسلامی‌ در مدارس‌ جلوگیری‌ می‌کند زیرا، جنبش‌ اسلامی‌ را تهدیدی‌ برای‌ منافع‌ خود در مغرب‌ عربی‌ می‌داند.

 شبهه:


5 . خداوند بزرگ‌تر از آن‌ است‌ که‌ ...

برخی‌ چنین‌ می‌پندارند که‌ خدای‌ بزرگ‌ که‌ همه‌ هستی‌ از آن‌ اوست‌ و به‌انسان‌ها و بندگانش‌ مهربان‌ و رحیم‌ است‌، هیچگاه‌ زنی‌ را به‌ خاطر آشکاربودن‌ چند تار مو یا ... به‌ جهنم‌ نمی‌فرستد.

پاسخ به شبهه:

این‌ سخن‌ گرچه‌، صورتی‌ عامیانه‌ دارد اما می‌خواهد به‌ یک‌ استنتاج‌ کلامی‌برسد که‌ چنین‌ سختگیری‌هایی‌ از سوی‌ خداوند نیست‌، دیگران‌ دین‌ خدا راسخت‌ کرده‌ و عرصة‌ حیات‌ را بر بندگان‌ خدا ضیق‌ ساخته‌اند.

به‌ نظر می‌رسد پاسخ‌ گفتن‌ به‌ این‌ پرسش‌ چندان‌ دشوار نباشد.
 
زیرا این‌سخن‌ را در مورد تمامی‌ احکام‌ دینی‌ می‌توان‌ بر زبان‌ راند.
 
یعنی‌ می‌توان‌ گفت‌خداوند بندگان‌ را به‌ خاطر ترک‌ چند رکعت‌ نماز، یا چند روز روزه‌ خواری‌ ویا ... به‌ جهنم‌ نمی‌برد. و نتیجه‌ این‌ سخن‌ نوعی‌ اِباحی‌گری‌ در عمل‌ است‌.

گذشته‌ از آن‌، مگر قرآن‌ کتاب‌ الهی‌ و سخن‌ خداوند نیست‌، آیا نباید به‌سخنان‌ خدای‌ رحیم‌ در نامه‌اش‌ به‌ سوی‌ انسان‌ها گوش‌ فرا داد؟ آیا تهدیدهای‌خداوند در کتابش‌ قابل‌ اعتنا نیست‌؟
 
مگر آن‌که‌ منکر اصل‌ کتاب‌ شویم‌ که‌ درآن‌ صورت‌ بحث‌ و استدلال‌ باید به‌ گونه‌ای‌ دیگر صورت‌ پذیرد.

از سوی‌ دیگر، اگر خدای‌ رحیم‌ زنی‌ را به‌ خاطر عریانی‌ چند تار مو به‌جهنم‌ نبرد، آیا این‌ زن‌، نباید خواسته‌ مولای‌ خود را محترم‌ بشمارد؟

انسانی‌ که‌ همه‌ چیزش‌ از پروردگار می‌باشد، عقل‌ به‌ وی‌ حکم‌ می‌کند،فرمان‌ها و توصیه‌های‌ آفریننده‌ را پاس‌ دارد و در حد توان‌ بدان‌ پایبند باشد.

 شبهه:


6 . حجاب‌، برخاسته‌ از عقده‌های‌ جنسی‌ ...

برخی‌ می‌گویند پاره‌ای‌ از قوانین‌ و توصیه‌های‌ اخلاقی‌ در باب‌ حجاب‌زنان‌ عقده‌های‌ جنسی‌ زمامداران‌ مذهبی‌ است‌.
 
در تحلیل‌ یکی‌ از نشریه‌های‌خارج‌ از کشور آمده‌ است‌:

وای‌ از آن‌ روزی‌ که‌ عقده‌های‌ بیماری‌ جنسی‌ در سرلوحه‌ دستورهای‌اخلاقی‌ یک‌ رژیم‌ در آید. در ایران‌ امروز ما با چنین‌ نابهنجاری‌ هم‌ روبه‌روهستیم‌.

و برای‌ تأیید این‌ نظریه‌ به‌ حرف‌های‌ تحریف‌ شده‌ استناد کرده‌اند.

پاسخ به شبهه:

با توجه‌ به‌ آنچه‌ از متون‌ دینی‌ شاهد آورده‌ شد، این‌ سخن‌ یک‌ ادعا، بلکه‌یک‌ هیاهوی‌ تبلیغاتی‌ بیش‌ نیست‌.

 
زیرا اگر به‌ اثبات‌ رسد آیین‌ خدا برمرامی ‌تأکید داشته‌، پیروان‌ آن‌ آیین‌ در پایبندی‌ به‌ مرام‌ها و دستورها هر انگیزه‌ای‌ راکه‌ دنبال‌ کنند، در دینی‌ بودن‌ آن‌ مرام‌ خدشه‌ای‌ وارد نمی‌سازد.
 
به‌ فرض‌ برخی‌افراد عقده‌های‌ جنسی‌ هم‌ داشته‌ باشند اما قبل‌ از این‌ عقده‌ها این‌ شریعت‌ بودکه‌ حجاب‌ را از پیروانش‌ خواست‌.

از سوی‌ دیگر چگونه‌ با ذکر یک‌ نمونه‌ می‌توان‌ یک‌ قاعده‌ ساخت‌؟
 
آیااین‌ روش‌، علمی‌ است‌؟
 
آیا عاقلان‌ همین‌ طریقه‌ را در اثبات‌ آرای‌ خود دنبال‌می‌کنند؟

بر این‌ باید افزود که‌ اصل‌ این‌ نقل‌ دروغی‌ بیش‌ نیست‌ که‌ خارج‌ از مرزهاساخته‌ شده‌ و در همان‌جا ممکن‌ است‌ برای‌ فریب‌ برخی‌، مؤثر افتد.

حاصل‌ آن‌که‌ این‌ سخن‌، ادعایش‌، شاهدش‌ و استنتاجش‌، همه‌ بی‌اساس‌است‌.

در پایان باید گفت:
 
نقدهایی‌ بر شبهه های حجاب آوردیم اما‌ به‌ جزاین مطلب بازهم جای سخن باقی است که در پست بعد در مورد حد حجاب خواهد آمد ========= ان شا الله
 
+ نوشته شده در  هفتم آبان 1390ساعت 12:6  توسط م.برنافر  | 
 

خداوندا ، چگونه تو را بخوانم كه من منم ؟ و چگونه از تو قطع اميد كنم كه
تو ، تويي ؟
خداوندا ، ازتو نخواسته ام تو به من عطا ميكني ،پس از چه كسي بخواهم كه
به من عطا كند؟
خداوندا ، تو را نخوانده ام و تو پاسخم مي دهي ، پس چه كسي را بخوانم كه
پاسخم دهد ؟
خداوندا ، زاري نكرده به درگاهت ، بر من مهرباني ميكني ، پس نزد چه كسي
زاري كنم كه بر من مهرباني كند ؟
 بارالها ، آن سان كه دريا را براي موسي شكافتي و نجاتش دادي ، از تو
ميخواهم كه بر محمد (ص)
 و آل او درود فرستي و مرا از تنگناهايي كه در آن گرفتار شده ام وارهاني
و مرا ازگشايش
 و فرج زودرس بهره مند كني ، به فضل رحمتت اي مهربان ترين مهربانان .

 

                      آمين يا رب العالمين

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1390ساعت 11:14  توسط م.برنافر  | 
 

سلام دوستان عزیز

توی این بخش ازمعرفی کتاب می خوام مجموعه کتابای غنچه های انتظار رو بهتون معرفی کنم.این کتابا شامل یه سری اشعار مذهبی و کودکانه با موضوع آشنایی با امام زمان و با عنوانهایی مثل دوستی با امام زمان~دیدار با امام زمان~سفر به جمکران~لالایی های چهارده معصوم و...است که به نظر من می تونه واسه ی بچه ها خیلی جذاب باشه من خودم از چهار ماهگی برای دخترم از این کتابا استفاده می کردمو خیلی هم خوشم اومدو راضی بودم. راستی این کتابا سی دی شعر هم داره.

اینم آدرس سایت غنچه های انتظار:                                         www.ghonchehaye entezar.com

حتمآ سر بزنید.                                                

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1390ساعت 16:36  توسط م.برنافر  | 

گاهی وقت ها فکر میکنم چون خیلی گرفتاریم بخدا نمی رسیم،

ولی واقعیت اینه چون به خدا نمیرسیم خیلی گرفتاریم

+ نوشته شده در  چهارم شهریور 1390ساعت 18:24  توسط م.برنافر  |